close
تبلیغات در اینترنت
انتهای راه..........

انتهای راه..........


 

 

 

 

یه دختر و پسر که زمانی همدیگرو
 
 با تمام وجود دوست داشتن بعد
 
 از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین
 
 شدن و آروم کنار هم نشستن …
 
 دختر میخواست چیزی رو به پسر بگه ولی روش نمیشد
 
 ! پسر هم کاغذی رو آماده کرده
 
 بود که چیزی رو که نمیتونست به دختر
 
 بگه توش نوشته بود ؛ پسر وقتی دید
 
 داره به مقصد نزدیک میشه کاغذ رو به دختر داد
 
 ، دختر هم از این فرصت استفاده کرد
 
 و حرفشو به پسر گفت که شاید بعد
 
 از پایان حرفش پسر از ماشین 
 
پیاده بشه و دیگه اونو نبینه
 
دختر قبل از این که نامه ی پسرو
 
 بخونه به اون گفت که دیگه از اون خسته شده ،
 
 دیگه عشقش رو نسبت به اون از دست داده
 
 و الان پسری پیدا شده که بهتر از اونه …
 
 پسر در حالی که بغض تو گلوش بود
 
 و اشک توی چشماش جمع شده بود با ناراحتی
 
 از ماشین پیاده شد که در همین حال
 
 ماشینی به پسر زد و پسر درجا مرد …
 
 دختر که با تمام وجود در حال گریه
 
 بود یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود
 
 ، وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود :
 
اگه یه روز ترکم کنی میمیرم …”