close
تبلیغات در اینترنت
گلاب

گلاب

به گلاب گفتم : خوشا به حالت ؛ چه خوشبویی!
گفت : گل بودم ، به دست روزگار چیده شدم و در کوره اش سوختم ؛ سوختم و سوختم ...
ولی با متانت صبر کردم .
کوره ی پاتیل که خاموش شد ...
خالص شده بودم و عزیزتر از پیش و مانا ...



[ سه شنبه 13 خرداد 1393 ] [ 22:27 ] [ علیــــ♥ــــرضـــا آزادی ]